سريالهاي رمضاني؛ گذر از مرز خيال [ October 15, 2007 ]
سريالهاي ويژه ماه رمضان همچون چند سال قبل سهم قابل توجهي از اوقات فراغت روزه داران و مخاطبان تلويزيون را به خود اختصاص داد. به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، محمد مهدي فتورهچي در وبلاگ "ارتباطات ايده آل" به نشاني http://mfatorehchi.blogfa.com/ نوشته است: چند سالي است که ماه مبارک رمضان با نمايش سريالهاي سرگرم کننده تلويزيوني عجين شده است.
و رسانهي ملي نيز از اين فرصت کم نظير در کنار فراهم کردن اوقاتي خوش براي مخاطبانش حداکثر تلاش خود را به منظور تبليغ غيرمستقيم ارزشهاي ديني و باورهاي قرآني به کار گرفته است وبا عنايت به آمار روزافزون مخاطبان تلويزيوني در اين ماه، به نظر مي رسد که با گذشت هر سال، اين رسانه در ايجاد رغبت در ميان روزهداران به مشاهده وپيگيري داستان مجموعههاي تهيه شده توفيق فزايندهيي داشته است.
برخي سريالهايي که دراين ماه به نمايش در آمدند با برخي سريالهاي پخش شده در سال گذشته به لحاظ پرداختن به موضوعاتي چون مواجه شيطان و انسان و نحوه مقابله با وسوسه هاي او از مشابهت قابل توجهي برخوردار بود؛ ازجمله شباهت مضمون و درونمايه سريال «اغماء» با مجموعه «آخرين گناه» و «او يک فرشته بود». داستان سريال «اغماء» که به قلم عليرضا افخمي و داريوش مختاري نگاشته شده است با کارگرداني نسبتا موفق سيروس مقدم به واسطه ميزانسن و قالببندي مناسب و تصويربرداري مطلوب، مطابق نتايج نظرسنجيهاي انجام شده، در جلب بخش عمدهيي از مخاطبان از جمله قشر تحصيلکرده و به ويژه جامعه پزشکي گوي سبقت را از سريالهاي ديگر برد و امتياز پربينندهترين مجموعه رمضاني را به خود اختصاص داد.
در اين حال اين سريال نسبتا موفق، عليرغم انجام تحقيقات بسيارصورت گرفته عوامل آن، قبل از نگاشتن سناريو و نيز مداقه طولاني در چگونگي پرداخت به مباحث کلامي (به نقل از ايرج نوذري) داراي نقاط ضعف بارزي هم بود که از اين ميان مي توان به حرکت نا متوازن و لغزان دوربين به منزله شيطان اشاره کرد که نحوه پرداخت و بازنمايي صحنهها، گاها روح پليدي را در اذهان تجلي مي کند که بسادگي در جان افراد نفوذ ميکند و بيننده نوجوان گاها در درک چگونگي انتخاب سوژه از سوي او عاجز مانده و يا به خطا ميرود و از اين گونه ايرادات وارده که در برخي موارد به موضوع جالبي براي طراحان جوک وفکاهي مبدل شده است.
از جمله سريالهاي ديگري که در جذب مخاطبان بسيار موفق ظاهر شد و به لحاظ درون مايه واجد قرابتهايي با فيلمهاي سينمايي کما و دنيا بود، ميتوان به مجموعه «ميوه ممنوعه» به قلم عليرضا کاظمي پور و به کارگرداني تحسين برانگيز حسن فتحي ،کار گردان موفق در ساخت مجموعههاي تاريخي اشاره کرد. «ميوه ممنوعه» را شايد به تعبيري باز نمود حکايت شاه لير در غرب و حکايت پند آموز شيخ صنعان در مشرق زمين دانست.
درونمايه محوري قصه اين سريال سنجش و محک ايمان انسانهاست. پيام بارز اين مجموعه شناخت مرز خلوص وريا و نقش وسوسه هاي ويرانگر در به ياد دادن توشه عمري زهد وپارسايي براي نيل به يک خواهش اغواگر کور وهستي سوز است ؛البته نه از نوع وسوسههايي که هر دم در کمين فرزندان آدم است بلکه، وسوسهاي خناس و بنيان سوز که حتي گاهآ بر دامان زاهدان و پير طريقان نيز چنگ مياندازد.
در اين راستا نکته قابل تآمل اين که اگر چه آدمي در هر دمي در معرض سقوط در گرداب گناه است، وليکن به نظرميرسد که دستمايه قرار دادن جسارتآميز چنين موضوعي بديع در قالب مجموعه اي٣٠ قسمتي وبه لحاظ امکان وقوع پديده،نادر، در جامعه اي که شديدآ پايبند به اصول اخلاقي و حفظ ارزش هاي خانواده است و يا دست کم بر اين ادعاست را مي توان عبور از خط قرمزها تعبير کرد و اين بيم وجود دارد که نسل نوجوان سطحي نگر و بيگانه با تاريخ و فاقد ذهنيت و تجربه اي از اين دست بويژه بانوان جوان دچار سوء ظن وبد گماني مفرط نسبت به بزرگسالان ظاهر صلاح شده و چه بسا امنيت رواني اين گروه از جامعه را بيش از پيش به مخاطره اندازد و خطرناکتر واسفناکتر اينکه طرح تمايلات و خواهش هاي نفساني نا ثواب و غير متعارف از اين دست در مجموعه هاي عوامپسند وحتي خواص بين از اين نوع در سالهاي آتي به امري رايج تبديل شده ومضمون اصلي و محوري سناريونويسان ايراني گردد!
خلق شخصيتهاي سود جو، ريا کار ،مزور و ضعيف النفس با ظاهري مذهبي و متشرع همچون جلال و يونس فتوحي در سريال «ميوه ممنوعه»، الياس و دکتر پژوهان در مجموعه پربيننده «اغماء» و کامراني در سريال «يک وجب خاک» در قياس با سريالهاي پخش شده در سالهاي گذشته بسيار چشمگير و اگرچه در برخي موارد لزوم خلق چنين تيپهاي شخصيتي در برخي مجموعهها احساس ميشود، وليکن اين نگراني نيز وجود دارد که مخاطبان ناآگاه وبعضآ جوان، برداشتي سطحي و کلي كرده و يا به بياني ديگر، چنين ويژگيها و صفات مزموم و ناپسندي را به عموم و يا بخش قابل توجهي از افراد مذهبي جامعه تعميم دهند که در اين ارتباط به نظر ميرسد که مسؤولان طرح ونظارت بر توليدات شبکه هاي صداو سيما به اين مهم عنايت کافي نداشتهاند!
و اما سريال ديگري که بر خلاف انتظار سازندگان آن به توفيق چنداني دست نيازيد و رتبه سوم ارزيابي بينندگان را به خود اختصاص داد مجموعه «يک وجب خاک» بود، با مضموني طنزآميز،و به سبک وسياق سريال هايي که در سالهاي اخير از شبکه سه تلويزيون پخش شد(مجموعه زير زمين) و از آن جا که داستان مجموعه با هدف فراهم کردن اوقاتي خوش براي روزه داران در قالب سريال طنز نگاشته شده بود، چندان به خطوط قرمزها نزديک نشده بود؛ البته به استثناي ساده لوح نشان دادن فردي خير و خلق چهره اي شياد و مزور در ظاهري مقدس مآب(کامراني،فردي مومن نما که براي انتقام از افشاري و خوشآمد مردم و موجه جلوه دادن فعاليت هاي ناپاک ،فرصت طلبانه و زياده خواهانه اش به هر اقدامي دست مي زند)که قبلآ به آن اشاره اي شد ويا بدليل ماهيت طنز گونه داستان بسان مجموعههاي ديگر از سوي منتقدين وتحليل گران رسانه ها چندان بدان پرداخته نشد.
اگر چه به نظر راقم اين سطور تهيه و ساخت اين گونه مجموعه هاي طنز تکراري وکليشهيي که اغلب عاري از پيامي تآثيرگذار براي مخاطبان است ناديده انگاشتن شعور مخاطبان و يا دست کم پايين انگاشتن توقع آنان است و لذا شايسته است که اين مهم از سوي صاحب نظران امر و تحليل گران اجتماعي بطور اساسي مورد مداقه وبررسي قرار گيرد!
انتهاي پيام