[  Add to Bookmark  -  Make Home Page   ] [  بازگشت به خانه ]


   گالری عکس   Photo Gallery

   گالری عکس   Photo Gallery

   گالری عکس   Photo Gallery

Hannover IT Limited - Domain and Host

منوی اصلی

 بازگشت به صفحه اصلی

رژیم و سلامت

 رژیم سلامتی با سالادها

 رژیم های لاغری

 خواص دارویی میوه ها و سبزیها

 پزشکی

همسران

 دوران عقد

 همسر خود را موش کنید

 مات کردن خانواده همسر

 سوالات زوجهای جوان

 هدیه به زوجهای جوان

 پندهای ازدواج

از همه جا،از همه طرف

 سینما

 خبرهای ویژه

 حوادث جالب

سرگرمی

 روز sms

 فال وطالع بینی

 خبرهای جالب

 لطیفه

 داستان هفته

 سخن بزرگان

 طنز

 پند روز

 بازیگر هفته

 ورزشکار هفته

بلوغ و نوجوانی

 بلوغ و جوش صورت

گالری عکس

 عکس روز

 طبیعت

 خنده دار

 حیوانات

 گوناگون

خانه و خانه داری

 خانه داری برای نوعروسان

رازهای موفقیت

 تغییر کنید تا بهترین شوید

 رویارویی با بحران

 خوشبخت باشید

 کلیدهای موفقیت

 روزشمار آرامش

زنان

 درمان نازایی

 سلامتی دوران بارداری

مردان

 مردان

آرایش و زیبایی

زیبایی در زنان

قد بلند شوید

 یوگای صورت

 گیاهان آرایشی

خودشناسی

 شخصیت شناسی با اعداد

 تست روانشناسی

رازو نیاز

 دعاهای مشکل گشا

 عجائب امام زمان

کودکان

 تغذیه و رژیم غذایی کودکان

 فرزند باهوش بخواهید

 آشپزی کودکان

موبایل و کامپیوتر

 برنامه های موبایل

 دانلود نرم افزار

 تالار موبایل

آگهی رایگان

 آگهی رایگان شما

 نیازمندیها : اتومبیل

 نیازمندیها : املاک

 نیازمندیها : خدمات

 نیازمندیها : آموزش

 نیازمندیها : لوازم

 نیازمندیها : کامپیوتر

 نیازمندیها : ارتباطات

 نیازمندیها : بازار کار

 نیازمندیها : صنعت

 نیازمندیها : شخصی

آخرین اخبار  جهان

براي همه دخترهايي که باباشون موجيه... [ May 21, 2007 ]

اون روز توي ميدون منيريه تهران براي سالگرد شهدا مراسم گرفته بودن که گروه موزيک ارتش شروع کرد به نواختن مارش کوبنده‌ي عمليات...
به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، حميد داودآبادي در وبلاگ‌اش به نشاني http://www.davodabadi.persianblog.com در نوشتاري با عنوان "براي همه دخترهايي که باباشون موجيه" در ادامه نوشته است: ناگهان يکي از بچه ها دويد طرفم و دستم رو گرفت و گفت که کمکش کنم.

سه چهارتايي يک نفر رو که همسن و سال خودم بود، از روي صندلي برداشتيم و برديم داخل يه اتاق ديگه. افتاد روي زمين و من مات و مبهوت مونده بودم که چي شده. پنج شش نفري ريختيم روش تا خودش رو اين ور و اون ور نکوبه و نزنه.

کمي که آروم شد شروع کرد به حرف زدن.

سريع ضبط رو درآوردم و بردم دم دهنش. 45 دقيقه تمام، آخرين صحنه‌هايي رو که هنگام مجروحيت و موجي شدن در شلمچه ديده بود، مثل يه نمايش راديويي اجرا کرد. اون قدر سفت دندوناشو بهم مي فشرد که نزديک بود فکش خورد بشه. قشنگ مثل نمايش حرف مي زد. آروم حرکت مي کرد، داد مي زد، مي دويد و نفس نفس مي زد و ...

بعد از 45 دقيقه، يه دفعه فرياد بلند "يامهدي" زد و همه مارو پرت کرد. کم کم حالش جا اومد. تعجب مي کرد چرا ما دورش نشستيم.

رفيقش مي گفت: صبح توي اتوبوس حالش اين جوري شد، ملت در مي رفتن. هي مي گفتم بيايين کمک اين خطري نداره، کسي نيومد جلو. بازم رفيقش مي گفت: روزي سه بار اين جوري ميشه، از همه بدتر وقتيه که توي خونه حالش بد ميشه. مدام خودش رو مي زنه به در و ديوار، داد ميزنه، ولي هيچکس نيست کمکش کنه. تازه، دو تا دختر کوچيک داره که در ميرن بغل مامانشون و فقط گريه ميکنن و مي پرسن: "مامان ... چرا بابا خودشو ميزنه؟"

و اون همچنان در همين تهران زندگي مي کنه و با هر بار موجي شدن فقط زورش به خودش مي رسه و با دو دوست صميمي‌اش که توي شلمچه با شليک مستقيم تانک شهيد شدن، حرف ميزنه...



کاریکاتور
عکس از گلها
عکس خنده دار
بچه ها
ماشینهای زیبا
عکسهای سینما
حیوانات
عاشقانه ها
جواهرات
ورزش
طبیعت
کارت پستال
 ژورنال زیبا
هنرهای زیبا
خطای چشم
نقاشیهای زیبا
 ماسک های سینما
ساختمانها
تصاویر ناراحت کننده
 تخم مرغ های زیبا
رازهای عشق
کیف و کفش
والنتاین
شوخی با مشاهیر
 جشن جام جهانی
 اخرین عکسها
 پر بیننده ها

Copyright © 2004-2007 parsipic.com All rights reserved-Designed By  parsipic.com