[  Add to Bookmark  -  Make Home Page   ] [  بازگشت به خانه ]


   گالری عکس   Photo Gallery

   گالری عکس   Photo Gallery

   گالری عکس   Photo Gallery

Hannover IT Limited - Domain and Host

منوی اصلی

 بازگشت به صفحه اصلی

رژیم و سلامت

 رژیم سلامتی با سالادها

 رژیم های لاغری

 خواص دارویی میوه ها و سبزیها

 پزشکی

همسران

 دوران عقد

 همسر خود را موش کنید

 مات کردن خانواده همسر

 سوالات زوجهای جوان

 هدیه به زوجهای جوان

 پندهای ازدواج

از همه جا،از همه طرف

 سینما

 خبرهای ویژه

 حوادث جالب

سرگرمی

 روز sms

 فال وطالع بینی

 خبرهای جالب

 لطیفه

 داستان هفته

 سخن بزرگان

 طنز

 پند روز

 بازیگر هفته

 ورزشکار هفته

بلوغ و نوجوانی

 بلوغ و جوش صورت

گالری عکس

 عکس روز

 طبیعت

 خنده دار

 حیوانات

 گوناگون

خانه و خانه داری

 خانه داری برای نوعروسان

رازهای موفقیت

 تغییر کنید تا بهترین شوید

 رویارویی با بحران

 خوشبخت باشید

 کلیدهای موفقیت

 روزشمار آرامش

زنان

 درمان نازایی

 سلامتی دوران بارداری

مردان

 مردان

آرایش و زیبایی

زیبایی در زنان

قد بلند شوید

 یوگای صورت

 گیاهان آرایشی

خودشناسی

 شخصیت شناسی با اعداد

 تست روانشناسی

رازو نیاز

 دعاهای مشکل گشا

 عجائب امام زمان

کودکان

 تغذیه و رژیم غذایی کودکان

 فرزند باهوش بخواهید

 آشپزی کودکان

موبایل و کامپیوتر

 برنامه های موبایل

 دانلود نرم افزار

 تالار موبایل

آگهی رایگان

 آگهی رایگان شما

 نیازمندیها : اتومبیل

 نیازمندیها : املاک

 نیازمندیها : خدمات

 نیازمندیها : آموزش

 نیازمندیها : لوازم

 نیازمندیها : کامپیوتر

 نیازمندیها : ارتباطات

 نیازمندیها : بازار کار

 نیازمندیها : صنعت

 نیازمندیها : شخصی

آخرین اخبار  جهان

اين شد ماجري خواستگاري ما [ February 26, 2007 ]

یک آدم خوش شانس!

--------------------------------------------------------------------------------


از بدو تولد موفق بودم، وگرنه پام به اين دنيا نمي رسيد.
از همون اول كم نياوردم، با ضربه دكتر چنان گريه‌اي كردم كه فهميد جواب
«هاي»، «هوي» است.
هيچ وقت نگذاشتم هيچ چيز شكستم بدهد، پي‌درپي شير ميخوردم و به درد دلم
توجه نمي كردم!
اين شد كه وقتي رفتم مدرسه از همه هم سن و سالهاي خودم بلندتر بودم و
همه ازم حساب مي‌بردند.
هيچ وقت درس نخوندم، هر وقت نوبت من شد كه برم پاي تخته زنگ مي‌خورد.
هر صفحه‌اي از كتاب را كه باز مي کردم، جواب سوالي بود كه معلمم از من
مي‌پرسيد. اين بود كه سال سوم، چهارم دبيرستان كه بودم، معلمم كه من را
نابغه مي‌دانست منو فرستاد المپياد رياضي!
تو المپياد مدال طلا بردم! آخه ورق من گم شده بود و يكي از ورقه‌ها بي
اسم بود، منم گفتم اسممو يادم رفته بنويسم!
بدون كنكور وارد دانشگاه شدم هنوز يك ترم نگذشته بود كه توي راهروي
دانشگاه يه دسته عينك پيدا كردم، اومدم بشكنمش كه خانمي سراسيمه خودش
را به من رسوند و از اين كه دسته عينكش رو پيدا كرده بودم حسابي تشكر
كرد و گفت: نيازي به صاف كردنش نيست زحمت نكشيد اين شد كه هر وقت چيزي
از زمين برمي‌داشتم، يهو جلوم سبز مي شد و از اين كه گمشده‌اش را پيدا
كرده بودم حسابي تشكر مي كرد. بعدا توي دانشگاه پيچيد: دختر رئيس
دانشگاه، عاشق ناجي‌اش شده، تازه فهميدم كه اون دختر كيه و اون ناجي
كيه!
يك روز كه براي روز معلم براي يكي از استادام گل برده بودم يكي از
بچه‌ها دسته گلم رو از پنجره شوت كرد بيرون، منم سرك كشيدم ببينم كجاست
كه ديدم افتاده تو بغل اون دختره! خلاصه اين شد ماجري خواستگاري ما و
الان هم استاد شمام!
كسي سوالي نداره؟

کاریکاتور
عکس از گلها
عکس خنده دار
بچه ها
ماشینهای زیبا
عکسهای سینما
حیوانات
عاشقانه ها
جواهرات
ورزش
طبیعت
کارت پستال
 ژورنال زیبا
هنرهای زیبا
خطای چشم
نقاشیهای زیبا
 ماسک های سینما
ساختمانها
تصاویر ناراحت کننده
 تخم مرغ های زیبا
رازهای عشق
کیف و کفش
والنتاین
شوخی با مشاهیر
 جشن جام جهانی
 اخرین عکسها
 پر بیننده ها

Copyright © 2004-2007 parsipic.com All rights reserved-Designed By  parsipic.com