سوءسابقه دختر نمونه ! [ February 27, 2006 ]
جام جم:آدم از هر صنف و طبقه اي که هست ،اگر در نوع خودش واجد برجستگي ها و امتيازات ويژه اي در حوزه شخصيتي اش باشد، نسبت به ساير همگنان و همگان ، يک سر و گردن بالاتر خواهد بود.
در اين حالت ، وي حالت «نمونه» دارد. شاعري در همين راستا به کمک ما مي فرمايد:
بيت اشتراکي : سرت نور و رخت نور و دلت نور
نمونه گر شوي ، نور علي نور
نمونه بودن از همان دوران بشر اوليه ، چيز خوبي بوده و احتمالا نخستين انسان نمونه را هم بايد در ميان همان انسان هاي نخستين رديابي کرد. هر زماني در سطح خودش.
در تاريخ ، نمونه هاي زيادي يافت مي شود که اگر جا مي بود ، حداقل به يک نمونه اش اشاره مي کرديم. بر سبيل مشت نمونه خروار است.
بعضي افراد ناآگاه ، اين عبارت مثالي را به صورت «مشت نمونه» خروار است مي خوانند که از اساس غلط مي باشد. آدم نمونه ، هم مي تواند دختر باشد ، هم پسر. جنسيت خيلي مطرح نيست. مگر جنس طرف ، خرده شيشه داشته باشد که ديگر نمونه نيست و قضيه از اصل ، منتفي است.
با اين حال ، موضوع انتخاب «دختر نمونه» همواره بيشتر از پسر نمونه در جوامع امروزي مطرح و مد نظر بوده است. به نحوي که والدين نيز به اين امر اذعان داشته و به انحاي گوناگون آن را طرح کرده و حتي با زبان فولکلور لالايي نيز گوشه و کنايه لازم را مي زده اند.
يک نمونه در وصف يک دختر نمونه : يه دختر دارم شا نداره / از خوشگلي تا نداره / به کس کسونش نمي دم / به همه نشونش نمي دم.../به کسي مي دم که کس باشه / پيرهن تنش اطلس باشه... و الي آخر.
جامعه به دختر نمونه داشتن گويا حساسيت موضعي بيشتري نشان مي دهد ، در حالي که وقتي پاي «پسر نمونه» به ميان مي آيد ، دستهايي در کار است تا چنين در اذهان عمومي القائ کند که انگار پسر نمونه کم داريم. چنان که در مورد فردي «عباسقلي خان» نام ، چنين درباره پسرش در سطح جامعه شايع شده که :
نشر اکاذيب : داشت عباسقلي خان پسري
پسر بي ادب و بي هنري
هر چه مي گفت ننه اش ، لج مي کرد
دهنش را به لله اش کج مي کرد...
واقعا جاي تاسف و حتي تاثر دارد. چشمها را بايد [با محلول شتسشو ، قابل تهيه از تمام داروخانه ها] شست / جور ديگر [مطابق با موازين] بايد ديد....
چندي پيش در يکي از جرايد يوميه ، خبري راجع به انتخاب دختر نمونه چاپ شده بود. وزير محترم ارشاد در همين رابطه حسنه به خبرنگار فارس فرمايش کرده بود:«منتظر مي مانيم تا اگر کار کارشناسي درباره اين طرح صورت گرفته است ، نتيجه آن را ببينيم.» ايشان در ادامه فرمايش هاي خود با اشاره صريح به ريسمان سياه و سفيد افزوده بود:« در عين حال ، ما سابقه خوبي از گذشته هاي اين گونه مسائل نداريم و مانند مارگزيده اي هستيم که از ريسمان سياه و سفيد مي ترسد.»
نظر مبارک ما :البته فرمايش جناب وزير کاملا متين مي باشد و همه ما دراين راستا مارگزيده ايم. سوابق امر در ادارات مربوطه موجود است.
با اين حال اگر دست به عصا حرکت کنيم و ملاک و معيارها را براي انتخاب «دختر نمونه» برخلاف سابق «ارزشي» نماييم ؛ خيلي هم جاي ترس و لرز نيست.
سوابق امر : در رژيم گذشته ، عنوان دختر شايسته يا دختر نمونه ، غالبا به دخترهايي آلامد ، سوسول ، ماديگرا و اهل صد قلم آرايش اطلاق مي شد که عمه آدم هم هوس مي کرد با آرايش کردن بيشتر ، دختر نمونه شود.
نظم باستاني : ديد روح داروين در لاله زار پير زالي لب به رژ آلوده را شکر ايزد را به جا آورد و گفت : يافتم من «حلقه مفقوده» را!
با عرض معذرت : دوستي مي گفت دستگاه فرهنگي رژيم طاغوت ، ظاهرا فرق ساير نمونه ها را با نمونه آزمايشگاه نمي دانست ! به او تذکر دادم که ديگر از اين جور تشبيهات زننده براي بيان منظور خود استفاده نکند ، گفت : اي به چشم ! گفتيم : چشمت بي بلا.