|
منوی اصلی

بازگشت
به صفحه اصلی

رژیم و سلامت

رژیم
سلامتی با سالادها

رژیم های لاغری

خواص
دارویی میوه ها و سبزیها

پزشکی

همسران

دوران عقد

همسر خود
را موش کنید

مات کردن
خانواده همسر

سوالات زوجهای
جوان

هدیه به
زوجهای جوان

پندهای ازدواج

از همه جا،از همه طرف

سینما

خبرهای ویژه

حوادث جالب

سرگرمی

روز sms

فال وطالع بینی

خبرهای جالب

لطیفه

داستان هفته

سخن بزرگان

طنز

پند روز

بازیگر هفته

ورزشکار
هفته

بلوغ و نوجوانی

بلوغ و جوش
صورت

گالری عکس

عکس روز

طبیعت

خنده دار

حیوانات

گوناگون

خانه و خانه داری

خانه داری برای
نوعروسان

رازهای موفقیت

تغییر کنید تا
بهترین شوید

رویارویی با
بحران

خوشبخت
باشید

کلیدهای
موفقیت

روزشمار آرامش

زنان

درمان نازایی

سلامتی دوران
بارداری

مردان

مردان

آرایش و زیبایی

زیبایی در زنان

قد بلند شوید

یوگای صورت

گیاهان
آرایشی

خودشناسی

شخصیت شناسی با
اعداد

تست
روانشناسی

رازو نیاز

دعاهای
مشکل گشا

عجائب امام
زمان

کودکان

تغذیه و
رژیم غذایی کودکان

فرزند باهوش
بخواهید

آشپزی
کودکان

موبایل و کامپیوتر

برنامه های
موبایل

دانلود نرم افزار

تالار موبایل

آگهی رایگان

آگهی رایگان شما

نیازمندیها : اتومبیل

نیازمندیها : املاک

نیازمندیها : خدمات

نیازمندیها : آموزش

نیازمندیها : لوازم

نیازمندیها : کامپیوتر

نیازمندیها : ارتباطات

نیازمندیها : بازار کار

نیازمندیها : صنعت

نیازمندیها : شخصی |
|
ترديدهايي كه به انسان انگيزه زندگي ميدهند [ February 27, 2006 ]
ايسنا:گاهي اوقات اين ترديدها هستند که به تو انگيزه زندگي و غرق شدن توي روزمرهگي ميدن. گاهي اوقات همين ترديدها اين روند رو به هم ميزنند.
بلاگرhttp://teshne.blogsky.com/ ادامه داده است: گاهي اوقات هم نميشه گفت که اين ترديدها دارند چيکار ميکنن؟ امّا مجبوري بگذروني، چون اين طور عادت کردي.
اگر بخواهي زياد فکر کني، ممکنه از حالت طبيعي در بياي، و اونوقت ممکنه جلو بري. امّا يه شانس ديگه هم داري که تو رو طبيعي و به هنجار نگه ميداره، و اين امکان، امکان اين هستش که در حرکت و خروج از طبيعي بودن، به جاي جلو رفتن عقب بري.
در نتيجه فعلا (البته اين فعلا رو شايد واسه گول زدن خودت ميگي و فعلا نيست، بلکه هميشه هستش) طبيعي ميموني تا حداقل اگر جلو نميري، شمال و جنوب رو اشتباه نگيري و عقب نري.
راجع به خيلي چيزا ترديد دارم، از جمله همين وبلاگ نويسي. واسه همينه يه مدت مطلب ننوشتم. الانش هم کمي ترديد دارم. از طرفي بعضيها که خيلي قبولشون دارم گفتن ننويس، چون مثلا سير ميشي و ميشي الويس پريسلي
(اين موضوع رو بعدا شايد کاملتر توضيح دادم)، و از طرفي عدهاي ميگن بنويس، چون نوشتنت بهتر ميشه و... .
عدهاي ميگن رياضي بخون، چون مغزت ارگانايزد ميشه و دلت ميگه جامعه شناسي بخون.
خوب مجبورم زندگي کنم، برم بخوابم. بالاخره فردا انگيزهاي براي زندگي و گذارندن عمر پيدا ميکنم.
البته اميدوارم از نوشتهام برداشت پوچي، غم، غير طبيعي و آن چه ممکنه پيش فرض ذهني يک آدم عامه باشه نکنيد. خوب بخونيد و فکر کنيد، شايد هم احساس من شديد.
|
|