|
منوی اصلی

بازگشت
به صفحه اصلی

رژیم و سلامت

رژیم
سلامتی با سالادها

رژیم های لاغری

خواص
دارویی میوه ها و سبزیها

پزشکی

همسران

دوران عقد

همسر خود
را موش کنید

مات کردن
خانواده همسر

سوالات زوجهای
جوان

هدیه به
زوجهای جوان

پندهای ازدواج

از همه جا،از همه طرف

سینما

خبرهای ویژه

حوادث جالب

سرگرمی

روز sms

فال وطالع بینی

خبرهای جالب

لطیفه

داستان هفته

سخن بزرگان

طنز

پند روز

بازیگر هفته

ورزشکار
هفته

بلوغ و نوجوانی

بلوغ و جوش
صورت

گالری عکس

عکس روز

طبیعت

خنده دار

حیوانات

گوناگون

خانه و خانه داری

خانه داری برای
نوعروسان

رازهای موفقیت

تغییر کنید تا
بهترین شوید

رویارویی با
بحران

خوشبخت
باشید

کلیدهای
موفقیت

روزشمار آرامش

زنان

درمان نازایی

سلامتی دوران
بارداری

مردان

مردان

آرایش و زیبایی

زیبایی در زنان

قد بلند شوید

یوگای صورت

گیاهان
آرایشی

خودشناسی

شخصیت شناسی با
اعداد

تست
روانشناسی

رازو نیاز

دعاهای
مشکل گشا

عجائب امام
زمان

کودکان

تغذیه و
رژیم غذایی کودکان

فرزند باهوش
بخواهید

آشپزی
کودکان

موبایل و کامپیوتر

برنامه های
موبایل

دانلود نرم افزار

تالار موبایل

آگهی رایگان

آگهی رایگان شما

نیازمندیها : اتومبیل

نیازمندیها : املاک

نیازمندیها : خدمات

نیازمندیها : آموزش

نیازمندیها : لوازم

نیازمندیها : کامپیوتر

نیازمندیها : ارتباطات

نیازمندیها : بازار کار

نیازمندیها : صنعت

نیازمندیها : شخصی |
|
درخواست طلاق زنی که به خواستگاری شوهرش رفت [ December 11, 2005 ]
هموطن , شنبه 19 آذر 1384 - ساعت 18:08
شوهرم تصور ميكند با يك برده ازدواج كرده است، او وقاحت را به جايي رساند كه به هر بهانه اي مرا به باد كتك ميگيرد
زن جواني که به خواستگاري همسر آيندهاش رفته بود پس از 3 سال زندگي مشترک قصد جدايي از او را داشت.
اين زن که در مدت زمان رسيدگي به پرونده اش داد و فرياد بسياري به راه انداخته بود، در گفتوگو با خبرنگار ما گفت:"ديپلم كه گرفتم هواي ازدواج به سرم زد، در حالي كه پدر ومادرم مخالفت ميکردند. مدتي بعد پسر مورد علاقهام را به خانواده معرفي کردم و برخلاف آداب و رسوم معمول پدرم را وادار کردم که از آن پسر بخواهد با من ازدواج کند.
اين زن با ناراحتي ادامه داد:" بيچاره پدرم وقتي که داشت با اين مرد صحبت ميکرد و از او ميخواست که با من ازدواج کند، از خجالت آب شده بود.
سرانجام به خانه بخت رفتيم، اما از روزي كه با اين آقا ازدواج كردهام او مرتب مرا تهديد بهطلاق ميكند و ورد زبانش اين يك جمله كوتاه است که "اگر به حرفهايم گوش ندهي طلاقت ميدهم".
او افزود:" همسرم"قادر"، خوب ميداند كه خانوادهام با ازدواج من موافق نبودهاند، بنابراين باسوء استفاده از اين موضوع مرتب به من سركوفت ميزند و مرا تهديد به طلاق ميكند.
در حالي که زير لب به خود ناسزا ميگفت ادامه داد: "3 سال تمام همه سختيها را تحمل كردم و باخودم گفتم شايد با گذشت زمان همه چيزفراموش شود، اما شوهرم تصور ميكند با يك برده ازدواج كرده است، او وقاحت را به جايي رساند كه به هر بهانه اي مرا به باد كتك ميگيرد.
"قادر" که از کار "هانيه" همسرش متعجب بود غرولندكنان به سويي رفت و روي صندلي خالي نشست، در حالي که سعي ميکرد صدايش به او برسد گفت: "تو لياقت اين زندگي را نداري".
سپس با نگاهي به من ادامه داد:"همه بدبختي من از زماني شروع شد که قبول کردم با اين زن ازدواج کنم آخر شما بگوييد تا به حال کسي ديده که دختر به خواستگاري پسر برود. من اگر در آن زمان تحت تاثير حرفهاي پدر اين زن قرار نميگرفتم اکنون مجبور نبودم با 2 بچه از همسرم جدا شوم.
امير حمزه لو، وکيل اين مرد در گفتوگو با خبرنگار ما گفت:"معمولا در ميان ازدواجهايي که به اين طريق صورت ميگيرد پيش آمدن چنين مواردي طبيعي است و دور از انتظار نيست. چرا که در اين ميان نه پسر و نه دختر به آينده خود فکر نمي کنند بلکه صرفا زندگي روياي خود را در نظر داشته و به ساعتي که در آن به سر ميبرند ميانديشند.
|
|