[  Add to Bookmark  -  Make Home Page   ] [  بازگشت به خانه ]


   گالری عکس   Photo Gallery

   گالری عکس   Photo Gallery

   گالری عکس   Photo Gallery

Hannover IT Limited - Domain and Host

منوی اصلی

 بازگشت به صفحه اصلی

رژیم و سلامت

 رژیم سلامتی با سالادها

 رژیم های لاغری

 خواص دارویی میوه ها و سبزیها

 پزشکی

همسران

 دوران عقد

 همسر خود را موش کنید

 مات کردن خانواده همسر

 سوالات زوجهای جوان

 هدیه به زوجهای جوان

 پندهای ازدواج

از همه جا،از همه طرف

 سینما

 خبرهای ویژه

 حوادث جالب

سرگرمی

 روز sms

 فال وطالع بینی

 خبرهای جالب

 لطیفه

 داستان هفته

 سخن بزرگان

 طنز

 پند روز

 بازیگر هفته

 ورزشکار هفته

بلوغ و نوجوانی

 بلوغ و جوش صورت

گالری عکس

 عکس روز

 طبیعت

 خنده دار

 حیوانات

 گوناگون

خانه و خانه داری

 خانه داری برای نوعروسان

رازهای موفقیت

 تغییر کنید تا بهترین شوید

 رویارویی با بحران

 خوشبخت باشید

 کلیدهای موفقیت

 روزشمار آرامش

زنان

 درمان نازایی

 سلامتی دوران بارداری

مردان

 مردان

آرایش و زیبایی

زیبایی در زنان

قد بلند شوید

 یوگای صورت

 گیاهان آرایشی

خودشناسی

 شخصیت شناسی با اعداد

 تست روانشناسی

رازو نیاز

 دعاهای مشکل گشا

 عجائب امام زمان

کودکان

 تغذیه و رژیم غذایی کودکان

 فرزند باهوش بخواهید

 آشپزی کودکان

موبایل و کامپیوتر

 برنامه های موبایل

 دانلود نرم افزار

 تالار موبایل

آگهی رایگان

 آگهی رایگان شما

 نیازمندیها : اتومبیل

 نیازمندیها : املاک

 نیازمندیها : خدمات

 نیازمندیها : آموزش

 نیازمندیها : لوازم

 نیازمندیها : کامپیوتر

 نیازمندیها : ارتباطات

 نیازمندیها : بازار کار

 نیازمندیها : صنعت

 نیازمندیها : شخصی

آخرین اخبار  جهان

آدمک ها چرا نمي خندند؟ [ September 24, 2005 ]

بچه ها با خوشحالي توپها را به طرف آدمک پرتاب مي کنند. آدمک جا خالي مي دهد و شکلک درمي آورد. بچه ها از خنده ريسه مي روند. ديروقت است. به تعطيلي مجموعه وقت زيادي نمانده است.
آدمک از پشت چشمهاي درشتش نگاهي به ساعت مچي اش مي اندازد. بعد دست مي برد تا کله عروسکي اش را از سرش بردارد.
حالا صورت واقعي اش با موهاي پريشان و عرق کرده و چشمهاي خسته و بي حال ، نمايان شده است. موهايش را صاف مي کند. احساس مي کنم قيافه اش آشناست. مي شناسمش. از بچه هاي دانشگاه است. تئاتر مي خواند. سال دوم است يا سوم.
اينجا چه کار مي کند؟! نگاهم را مي دزدم. فکر مي کنم ممکن است ديدن من خوشايندش نباشد. رويم را برمي گردانم و راه مي افتم؛ اما چيزي مثل خوره مي افتد به جانم و ذهنم را آشفته مي کند...
کار کردن يک ضرورت است ؛ اما گاه اين ضرورت چنان بر امور ديگر جاري در زندگي غلبه مي کند که جا براي کارهاي ديگر تنگ مي شود. يکي از اين موارد کار کردن در حين تحصيل است. براي تامين هزينه ها که اين روزها به مراتب دشوارتر از سابق شده است.
اما آيا دانشجويان مي توانند هر شغلي را پيشه خود سازند؟! «مشاغلي که دانشجويان در طول دوران تحصيل خود اختيار مي کنند، لزوما نبايد مرتبط با رشته شان باشد. اين موضوع در همه جاي دنيا مرسوم است و جوانها گاه براي ادامه تحصيل بايد به کارهايي سخت و گهگاه مشاغلي پست تن دهند.
هرچند تعريف مشاغل و طبقه بندي آنها هم اين روزها به خاطر تغيير و تحولات فرهنگي، چه در کشور ما و چه در ديگر کشورهاي دنيا دگرگوني عمده اي نسبت به سابق پيدا کرده، اما دست زدن به هر کار سالمي براي تامين هزينه هاي تحصيل به نظر جايز است».
اينها گفته هاي ترانه برومند، کارشناس ارشد ادبيات نمايشي است که در پاسخ به انتقاد من از شرايط کاري دانشجويان رشته هاي هنر، عنوان مي کند. اما او در ادامه مي افزايد: «البته مشکل در بازار کار وجود دارد اما اين مشکل بايد در رابطه با فارغ التحصيلان بررسي شود.
به جرات مي توان گفت در هيچ جاي دنيا به اندازه کشور ما، بين کار افراد و رشته تحصيلي شان فاصله و تفاوت و حتي گهگاه تضاد وجود ندارد.
اين که يک دانشجو براي گذراندن سالهاي تحصيلش چه مي کند در مقايسه با اين که يک فارغ التحصيل پس از پايان تحصيلات خود براي امرار معاش چه حرفه اي را اختيار مي کند، چندان موضوع قابل توجهي نيست.
به نظر من بحران ما در اين حوزه مربوط به فارغ التحصيلاني است که نمي توانند و يا بعضي وقتها نمي خواهند، کاري مرتبط با رشته هايشان داشته باشند و اين يعني اتلاف وقت، پول، انرژي، سرمايه و غيره و غيره».
از مقابل يکي از هتلهاي تهران واقع در خيابان هاي مرکزي شهر رد مي شوم. نماي لابي هتل تمام شيشه است و داخل آن بوضوح از بيرون پيداست. از سر کنجکاوي لحظه اي درون هتل را مي کاوم اما لحظه اي بعد مجبور مي شوم سرم را پايين بيندازم و گامهايم را تندتر بردارم و بروم.
يکي از همکلاسي هايم در آن هتل کار مي کند! از ظاهرش برمي آمد که پيشخدمت باشد. اما نمي دانم چرا پذيرش چنين چيزي در آن لحظه برايم سخت بود. پيش خودم فکر کردم کار که عار نيست اما باز دلم راضي نشد.
نمي دانم چنين شغلي چه کمکي به تجربه کاري و مهارت او در رشته اي که تحصيل مي کند، دارد. «مسعود مرادي»، کارشناس آموزش، در اين باره مي گويد: «هرچند کار در مشاغل غيرمرتبط در دوران دانشجويي رايج است و کم و بيش در بيشتر نقاط دنيا شاهد آن هستيم؛ اما مساله اين است که دانشجو براي کسب مهارت و تجربه در رشته تحصيلي خود، بايد سعي کند در همان دوران تحصيل حرفه مناسبي براي خود پيدا کند.
شما به آگهي هاي استخدام در روزنامه ها يک نگاهي بيندازيد. همه آنها سابقه کار مي خواهند. خب اگر قرار باشد دانشجو در حين تحصيل هر کاري بکند، پس سابقه از کجا خواهد آمد؟!
ضمن اين که اگر دانشگاه نتواند نيروهاي کاري مناسبي در هر رشته تربيت کند، حتما در نظام آموزشي خود دچار نقص و مشکل است. به اعتقاد من کار و تحصيل دو جريان مکمل اند که اگر قرار باشد از زمين تا آسمان با هم متفاوت باشند، حتما در آينده مساله ساز خواهد شد.
اين مسائل شايد در کوتاه مدت خود را نشان ندهد؛ اما در بلند مدت و در روزهاي پيش رو حتما گريبان فرد را خواهد گرفت.

من ياد گرفتم!
تحصيل از دير باز در جهان و از زمان تاسيس دانشگاه تهران در ايران ، يکي از روياهاي محصلان بوده است. علاوه بر اين که عمر دانشگاه در کشور ما چندان زياد نيست ، رشته هاي هنري نيز که وارد آکادمي شده اند، بسيار جوانند.
با اين حال ميزان علاقه مندان ادامه تحصيل و تحصيلات عاليه هر سال رو به افزايش است. حال بايد پرسيد آيا فکري هم به حال حرفه و معيشت کساني که از اين مراکز و آموزشگاه ها فارغ التحصيل مي شوند، شده است؟ يک دانشجوي هنر در پاسخ به اين سوال که در حال حاضر مشغول انجام چه کاري است و آيا حرفه اش با رشته تحصيلي اش مرتبط است يا نه، مي گويد: «در حال حاضر در يک موسسه آموزشي و همين طور در يک مهد کودک ، زبان درس مي دهم.
فراگيري زبان را از خيلي پيشتر از اينها شروع کرده ام و ربطي به درس و دانشگاه ندارد. اما اين روزها که کار مناسبي پيدا نمي شود. به هر شکل ، از هيچ چي بهتر است. گاهي هم کارها و پروژه هايي را انجام مي دهم که بيشتر به رشته کارشناسي ام مربوط مي شوند.
البته من هنوز از پايان نامه کارشناسي ارشدم دفاع نکرده ام، به همين خاطر خودم را دانشجو مي دانم و هر کاري که بتوانم انجام مي دهم!».
او در پايان حرفهايش به نکته مهمي اشاره مي کند: «هر چند با اصل اين مساله که متاسفانه کارهاي مناسب فارغ التحصيلان رشته هاي هنري بسيار کم اند موافقم، اما فکر مي کنم مي شود از آموخته هايمان در جاهاي ديگر و به شکل ديگر، استفاده مطلوب و بهينه کنيم.
مثلا من تلاش مي کنم تا از آنچه در عرصه هنر آموخته ام در آموزش به شاگردانم، مخصوصا آنها که کوچکترند استفاده کنم. معمولا با آنها مثل يک بازيگر برخورد مي کنم و يا اين که از آنها مي خواهم برايم بازي کنند. خلاصه اين که تلاش مي کنم از رشته اي که در آن تحصيل کرده ام و از آموخته هايم نهايت استفاده را بکنم تا اين احساس که وقت و انرژي ام را بيراه صرف کرده ام از بين ببرم.
من در دوران تحصيل خيلي چيزها ياد گرفته ام. حالا وقتش رسيده که از آنها استفاده کنم.»

هنر دولتي در روند خصوصي سازي!
هر چند دانشجو شدن يکي از آرمان ها و نقاط عطف زندگي يک جوان است، اما اين پايان کار نيست. ورود به دانشگاه يک مساله است و آموختن فن مساله ديگر.
چه بسيار دانش آموختگاني که از دانشگاه هاي مختلف فارغ التحصيل مي شوند اما آنچه را که بايد مي آموختند، ياد نگرفته اند و يا اين که مجموعه داشته هايشان از محدوده نظري فراتر نمي رود و هرگز به عمل نمي رسد!
در اين ميان اوضاع و احوال اهالي هنر، قدري دشوارتر است؛ چرا که در اين گستره، کارمندي و پشت ميزنشيني وجود ندارد و هر که کار مي خواهد بايد پا درون گود نهد و توانايي ها و برتري هاي خود را به رخ ديگران بکشد.
اينجا عرصه اي است که به واقع بايد صاحب تخصص و فن بود. «رحمت اميني» مدير گروه نمايش دانشکده هنر و معماري دانشگاه آزاد اسلامي ، ضمن تاکيد موارد ياد شده مي گويد: «مقطع تحصيلي يک چيز است و بازار کار يک چيز ديگر.
درست است که شما با مدرک ليسانس، کارشناس يک رشته مي شويد اما واقعيت هاي اجتماعي چيزهاي ديگري هستند. اين واقعيت ها مي گويند که شما پس از پايان تحصيلاتتان بايد به عنوان هنرمند به دنبال مشتري و مصرف کننده بگرديد و هنرتان را به او عرضه کنيد.
حال چه فاکتورهايي مي توانند شما را در اين کار موفق کنند؟ يکي از اين فاکتورها خلاقيت است. يعني اين که شما ضمن ارائه الگوهاي شناخته شده چيز ديگري هم براي ارائه داريد که آن فقط مخصوص خودتان است، امضاي شماست و شما آن را ابداع کرده ايد.
البته همه اينها با توجه به نام هنرمند است که حالا به شما اطلاق مي شود. پس اساسا در حوزه هنر موفق بودن يا نبودن، به توانايي ها و داشته هاي خود شخص برمي گردد».
او مي افزايد: «نکته ديگري که بايد مورد توجه قرار گيرد، مساله جغرافياست. شما در صورت تحصيل در اغلب رشته هاي هنري نمي توانيد جز در تهران يا نهايتا برخي کلانشهرهاي ديگر، در شهرستان ها کاري براي خود پيدا کنيد.
پس به ناچار بايد بسياري از سختي ها را به جان خريد و به اين شرايط به گونه ديگري نگاه کرد. در شرايطي که کفه افراد مشغول به تحصيل در رشته هاي هنري، بسيار سنگين تر از کفه فرصتهاي شغلي است، فارغ التحصيلان اين رشته ها به عنوان نيروي کار بايد تلاش مضاعف خود در يادگيري مهارت ها و فنون، در يک رقابت بسيار نزديک و دشوار، شرکت کنند و موقعيت ها را از چنگ همديگر بربايند».
رحمت اميني ضمن تاييد اين نکته که مساله بازار کار در رشته اي مثل تئاتر و بعضا سينما وضعيت حادتر و بحراني تري دارد، علت اين موضوع را زياده از حد دولتي بودن اين هنرها مي داند.
او معتقد است در ديگر رشته ها همچون موسيقي، گرافيک ، عکاسي و... بخش خصوصي تعريف شده است: «مثلا درباره موسيقي ارائه آلبوم هاي صوتي توسط خوانندگان که اين روزها تعدادشان هم کم نيست و يا برگزاري کنسرت هاي مختلف براي مخاطبان با گرايش ها و سليقه هاي گوناگون ، از جمله اقداماتي است که از سوي بخش خصوصي در عرصه موسيقي انجام شده است.
اما آيا چنين اتفاقي مثلا در عرصه تئاتر هم مي افتد؟ علاوه بر اين ، در بعضي رشته ها مثل نقاشي ، گرافيک ، عکاسي و... هنرمند به صورتي کاملا فردي دست به عمل مي زند و بعد حاصل عمل خود را ارائه مي کند که اين گونه از فعاليت هاي هنري در قياس با فعاليت هايي همچون تئاتر، سينما و... که حاصل و برآيند يک کار گروهي هستند، به نظر از بازار کار مطلوب تري برخوردارند.»
اميني از آنجا که صاحب نظر در حوزه نمايش است ، به طور مشخص درباره اين رشته صحبت مي کند و سخن از يک راه حل ، براي رفع مشکلات در اين عرصه به ميان مي آورد.
NGOهاي تئاتري! ما چاره اي جز خصوصي کردن هنر و بويژه تئاتر نداريم ! با برنامه ريزي و حمايت تشکيلاتي از NGO هاست که مي توانيم بازار کار اين رشته را رونق دهيم.
بعلاوه بايد تحقيق و پژوهش کرد و کارهايي را که مي توان با بهره گيري از آموزه هاي تئاتري در آنها موفق تر بود شناسايي کرد تا حوزه کاري فارغ التحصيلان گسترش پيدا کند.
مثلا فارغ التحصيلان تئاتر بخصوص در گرايش بازيگري مي توانند مربيان خوبي براي مهدهاي کودک باشند. آنها مي توانند با به کارگيري توانايي هاي خود آموزش هاي مطلوب تري را به کودکان ارائه کنند.
حال يک نهاد يا سازمان بايد مسووليت برنامه ريزي و عملي کردن اين طرح را به عهده بگيرد که متاسفانه هيچ کس چنين کاري نمي کند. نهايتا اين که تا متولي اي براي اين جريان وجود نداشته باشد، اوضاع هيچ تغييري نخواهد کرد!».

دانشجويان در راهند!
هر چند آغاز به کار مدارس در اول مهر و آغاز پاييز، شروع ديگر فعاليت ها همچون ورود پذيرفته شدگان کنکور به دانشگاه ها و آغاز ترمهاي دانشگاهي را تحت الشعاع قرار مي دهد، اما بايد بر اين امر اذعان کرد که اين اتفاق دوم هم به اندازه اولي مهم و در آينده کشور تاثيرگذار است.
امسال هم همچون سالهاي گذشته، عده اي از جوانان کشورمان با اميد به آينده اي روشن تر، قدم در کلاسهاي دانشگاه مي گذارند و اميدوارند تا با تکميل تحصيلات خود شرايط مناسب تري براي ورود به بازار کار به دست آورند.
در اين ميان اوضاع پذيرفته شدگان رشته هنر خطيرتر است؛ چرا که تعداد آنها بيشتر از پيش شده در حالي که امکاناتشان تغييري نکرده است. اين مساله هر چند آينده اي مبهم را پيش روي اين عده از مشتاقان به تحصيل قرار مي دهد اما اميد است با ارائه طرحهاي کوتاه و بلند مدت براي حل مشکل بيکاري پيش روي آنها قدري از اين ابهام کاسته شود و اين عده از جمعيت فعال کشور نيز بتوانند از آموخته ها و توانمندي هايشان براي افزايش سطح آگاهي عمومي استفاده کنند و در راه اعتلا و پيشرفت هر چه بيشتر جامعه گام بردارند.
اينها همه ميسر نمي شوند مگر با تلاش براي افزايش اهميت هنر در نزد مردم و رساندن شان هنر و هنرمند به جايگاهي که بايسته و شايسته آن است.

کاریکاتور
عکس از گلها
عکس خنده دار
بچه ها
ماشینهای زیبا
عکسهای سینما
حیوانات
عاشقانه ها
جواهرات
ورزش
طبیعت
کارت پستال
 ژورنال زیبا
هنرهای زیبا
خطای چشم
نقاشیهای زیبا
 ماسک های سینما
ساختمانها
تصاویر ناراحت کننده
 تخم مرغ های زیبا
رازهای عشق
کیف و کفش
والنتاین
شوخی با مشاهیر
 جشن جام جهانی
 اخرین عکسها
 پر بیننده ها

Copyright © 2004-2007 parsipic.com All rights reserved-Designed By  parsipic.com